أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني
250
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )
در اصل خلقت آبگينهء از سيم ؛ سپيدى او چون سپيدى نقره و صفا و روشنى او چون صفاى آبگينه ، اصل او سيم باشد امّا صفاى آبگينه دارد . عبد اللّه مسعود گفت كه : عبد اللّه عبّاس را پرسيدم ازين آيت گفت : اگر پارهء سيم را بگيرند و آن را تنك گردانند چون پر مگس شراب در وى ظاهر نباشد امّا سيم بهشت چنان باشد كه شراب در وى پيدا بود و چون آبگينهء هر قومى از خاك زمين ايشان بود و زمين بهشت از سيم است آبگينهء ايشان از آن باشد ، آنگه بيان صفت آن آبگينه كرد و گفت ؛ آبگينهء كه همچنانكه ايشان با خود تقدير كنند ازو اناها و كوزهها بر مقدارى و شكلى كه مراد ايشان باشد حاصل گردد و روا بود كه اين تقدير ساقيان كنند بر قدر رىّ و سيرابى هر كسى شراب دهند بر حسب احتياج او ؛ و گفتهاند كه : مراد آنست كه بر قدر آنچه ايشان انديشه كنند بيايد « 1 » نه زياده و نه نقصان . [ سوره الإنسان ( 76 ) : آيات 17 تا 20 ] وَ يُسْقَوْنَ فِيها كَأْساً كانَ مِزاجُها زَنْجَبِيلاً ( 17 ) عَيْناً فِيها تُسَمَّى سَلْسَبِيلاً ( 18 ) وَ يَطُوفُ عَلَيْهِمْ وِلْدانٌ مُخَلَّدُونَ إِذا رَأَيْتَهُمْ حَسِبْتَهُمْ لُؤْلُؤاً مَنْثُوراً ( 19 ) وَ إِذا رَأَيْتَ ثَمَّ رَأَيْتَ نَعِيماً وَ مُلْكاً كَبِيراً ( 20 ) ميدهند ايشان را در بهشت كأسى كه مزاج آن زنجبيل باشد از چشمهء در آنجا كه آن را [ سلسبيل ] خوانند گفتهاند : [ زنجبيل ] براى آن گفت كه بنزديك عرب محبوب و پسنديده و نشاط آورنده بود . قتاده گفت : [ زنجبيل ] شراب متّقيان و مقرّبان باشد و شراب ديگران بزنجبيل ممزوج گردانند و [ سلسبيل ] اصل و منبع او از زير عرش بود از آنجا ببهشت عدن مىآيد و از بهشت عدن ببهشتهاى ديگر رود و براى آن او را [ سلسبيل ] خوانند كه در راهها و سرايها و خانهها روان باشد و براى آنكه سائغ و گوارنده باشد [ وَ يَطُوفُ عَلَيْهِمْ ] بر ايشان طواف ميكنند و گرد ايشان ميگردند از بهر خدمت غلامان مخلّد و مؤبّد جاويد بر آن شكل « 2 » باشنده « 3 » كه ايشان را آفريدهاند بگشت روزگار از آن بنگردند بزرگ نشوند و ملتحى « 4 » و پير نگردند ، چون اين
--> ( 1 ) - در بعضى نسخ : « بيابند » . ( 2 ) - در بعضى نسخ : « جاويدى همچنان » . ( 3 ) - در غالب نسخ : « باشند » ( 4 ) - ملتحى يعنى ريشدار و صاحب لحيه .